سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
رهایی
دانشها چهار گونه اند : دانش فقه برای دین، دانش پزشکی برای تن، دانشنحو برای زبان و ستاره شناسی برای شناخت زمان . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :1
بازدید دیروز :4
کل بازدید :2054
تعداد کل یاداشته ها : 18
30/2/91
5:9 ع

یــادم بــاشـــد ، امشب بعضی از آرزوهایمــ را دَم ِ در بگذارم
تــا رفتگـــر ببــــرد ! بیچــاره او ...
ما بقــی را هم نقــدا" بــا خود بــه گور می بـــرم
ما بقــی همــان " آرزوی بــا تــو بودن " است
نتــرس جانکم !
حتــی آرزوی ِ داشتنت را هم بــه کســی نمی دهم ...


 


                                          


    tanhaei                                        


 


13/1/91::: 3:45 ع
نظر()
  
  

شامپو خریدم 20 تومن, تبسم


ریختمش تو ظرف داروگر خمره ای باید فکر کرد


که بقیه نفهمن ازش استفاده نکنن .. چشمک


فرداش اومدم برم حموم دیدم ظرفش خالیه!عصبانی شدم!


داد زدم کی اینو زده به سرش ؟ گریه‌آور


بابام اومد یه دونه زد تو سرم گفت : پوزخند


آخه گدا, سگ اینو میزنه سرش ! بلبلبلو


برو ببین ماشین چه برقی میزنهخیلی خنده‌دارخیلی خنده‌دارخیلی خنده‌دارخیلی خنده‌دارخیلی خنده‌دار


16/10/90::: 11:55 ص
نظر()
  
  

در روز عرفه، دست های خود را به سوی آن بی نیاز بالا می بریم و پیوسته دعا می کنیم: خدایا! غروب این روز را با غروب گناهانمان یکی گردان.


15/8/90::: 2:5 ع
نظر()
  
  

شاهزاده کوچولو چی می خوای


روی زمین جای تو نیست


اینجا امیدی به سحر برای فردای تو نیست


آفتاب غروبی نداریم


روزهای خوبی نداریم


واسه سفر به ناکجا یه اسب چوبی نداریم


شاهزاده کوچولو اون بالا


به غم و آب و نون نبود


خونه بدوشی شب و روز بهانه جنون نبود


یه وقت مثه ماها نشی


خسته ،کلافه ،نیمه جون


تو حسرت یه تیکه ابر


دیدن یه رنگین کمون


اینجا دیگه نشونه ای از گل سرخ و لاله نیست


کنار ماه دودیمون نشونه هاله نیست


شاهزده کوچلو اون بالا


به غم و آب و نون نبود


خونه بدوشی شب و روز بهانه جنون نبود


تو شبا جای ستاره سکه شماری می کنیم


با گل های پلاستیکی عصرو بهاری می کنیم


کی گفته اینجا بمونی؟


پاشو برو به آسمون


همون جا پیش گل سرخ


تو خونه خودت بمون


شاهزده کوچلو چی می خوای


روی زمین جای تو نیست


اینجا امیدی به سحر برای فردای تو نیست


آفتاب غروبی نداریم


روزهای خوبی نداریم


واسه سفر به ناکجا یه اسب چوبی نداریم


شاهزاده کوچولو اون بالا


به غم و آب و نون نبود


 خونه بدوشی شب و روز بهانه جنون نبود


  
  

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت ؟
جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم .
تو تنها نیستی . توکوله بارت عشق میزارم که بگذری،
قلب میزارم که جا بدی،
اشک میدم که همراهیت کنه،
و مرگ که بدونی برمیگردی پیشم.